فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

301

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

تيره‌روزى را بر تسامح و بزدلى ترجيح مىداد ايرانيان را به جنگ تشويق كرد و با چنان جسارتى به تاتارها و گرجيها حمله برد كه جلوداران سپاه عثمانى بسبب نداشتن پياده نظام ، ناچار به عقب‌نشينى شدند . اگرچه گرجيهاى سپاه عثمانى به تلافى كشتار بيرحمانهء دو سال پيش ايرانيان در كشورشان كر و فرى كردند ، اما ايرانيان پس از تمام شدن تيرهاشان دست به شمشير بردند و كشتارى چنان عظيم كردند كه همهء گرجيها از دم تيغ گذشتند و تاتارها مجبور به فرار شدند . اما اينان نيز چون بسيارى از افراد شجاع خود را از دست داده بودند و از طرفى بيم داشتند كه مبادا سپاه ترك در آن نزديكى باشد دشمن را تعقيب نكردند و همين ملاحظات بقاياى سپاه ايران را از مرگ و نابودى نجات داد . ايرانيان در اين جنگ و گريز ، اگرچه ديرى به طول نينجاميد ، چند اسير گرفتند كه بين آنها تعدادى ترك و كرد بود كه لباس و ابزار جنگ ممتاز داشتند . از اين جهت از موقعيت استفاده كردند و شهرت دادند كه پاشاى بغداد و دمشق و ارزروم را به اسارت گرفته‌اند . اما به زودى معلوم شد كه جز تهمورث خان پاشا يا ( سنجاق ) شهر وان كه هنگام حمله اسبش زير پايش كشته شده بود و چند سرباز گرجى جانش را نجات داده بودند ، شخصيت ديگرى به اسارت آنها در نيامده است . در اين جنگ زيانهاى هردو طرف تقريبا مساوى بود . بنابر اولين خبرى كه به اصفهان رسيد ايرانيان در آغاز مدعى شدند كه ده هزار سرباز عثمانى را در جنگ از پا درآورده‌اند اما بعدا اين رقم را تخفيف دادند و سرانجام معلوم شد كه از دوطرف مخاصم جمعا ده هزار مرد كشته شده است . مشرقيان بنا بر عادت دروغگويانى بزرگند بخصوص در امورى كه بيم زيان يا اميد نفعى در آنها مىرود هر گزافه‌اى را هرچند هم وقوعش غيرممكن باشد به زبان مىآورند يا مىپذيرند . آنچه محقق است - همانطور كه بيان كرديم - تلفات هيچيك از دو طرف زياد نبود با اين حال چغال اوغلى پاشا با اين‌كه موقعيتى مقتضى پيش آمده بود سپاه خود را پيش نراند زيرا از يك طرف سرما در آن نواحى